نوروز 1393
پنج شنبه 29/12 آخرین روز سال 1392 بود.خیلی روز پرهیجان و پراسترسی بود.من و بابایی صبح زود از خواب بیدار شدیم،قرار بود خانم صادقی بیان و خانه رو یک نظافت کلی بکنن.تقریبا تا ساعت 1بعد از ظهر مشغول نظافت بودیم.خدا رو شکر شما هم با من و بابایی همکاری کردی و به کارهامون رسیدیم.بعد از ظهر هم سه تایی باهم رفتیم بهار و برای شما یک شلوار خریدیم.بعد هم وسایل سفره هفت سین رو تهیه کردیم و اومدیم خانه.تقریبا کارها انجام شده بود و برای شروع سال جدید آماده بودیم. نوروز امسال خیلی با سالهای قبل تفاوت داشت.خدا بهترین نعمتش رو به ما هدیه کرده بود و این فرشته آسمونی شور و هیجان خاصی به نوروز امسال ما داده بود.ساعت 20:20 سال تحویل&nb...










